مرتضى راوندى
451
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىگرفته ؛ يعنى در ايران باستان ، مانند تمام ملل باستانى قبل از اختراع سكه ، جنسى كه به آن نيازمند بودند ، با جنس ديگر مبادله مىشد . در نزد اقوامى كه در مرحلهء شبانى و گلهدارى مىزيستند ، چارپايان چون گاو و گوسفند وسيلهء مبادله بود . در ايران زمان داريوش ، با اينكه پول مسكوك موجود بود ، چيزهاى ديگر هم براى مبادله به كار مىرفت . در روزگار قديم ، بعضى اقوام از مس سكه مىزدند ، و برخى برنج ؛ و عدهاى پوست جانوران نظير سمور و سنجاب را وسيلهء مبادله قرار مىدادند . در ميان وسايل مختلف مبادله ، برخى چون زروسيم و مس از همان روزگار قديم ، نزد همهء مردم روى زمين پذيرفته شده و مورد استفاده قرار گرفته است . در قديميترين قسمتهاى تورات ، از مبادلهء كالاهاى مختلف با يكديگر سخن رفته ، ولى در سفر پيدايش ، « باب 23 » مىخوانيم كه ساره ، زن ابراهيم ، در 127 سالگى ، در كنعان درگذشت . ابراهيم در آنجا سرزمينى برگزيد 450 مثقال سيم با ترازو سنجيد و آن زمين را خريد و ساره را به خاك سپرد . چنان كه معروف است ، اختراع سكه از سدهء هفتم پيش از ميلاد ، در كشور ليديا صورت گرفته است . هرودت مىنويسد : « در ميان مردمان و ملتهايى كه مىشناسيم ، مردمان ليديا نخستين كسانى هستند كه از براى مصرف خود از زروسيم سكه زدند . » در هرحال ، پس از پيدايش خط ، استقرار سكه براى مبادلهء كالاهاى مختلف بسيار مهم و باارزش است . داريوش بر آن شد پولى بميان آورد كه تنها ارزش محلى نداشته باشد بلكه در سراسر كشور پهناور هخامنشيان و نزد همهء اقوام معتبر باشد . پس سكهء زرين داريوش زده شد كه شهرت جهانى ، و همهجا و نزد همه اعتبار داشت . هرودت مىگويد : « ارزش زر نسبت به سيم 13 بار بيشتر بود ؛ زروسيم برسم باژوساو پرداخته مىشد . آن را گداخته در قالبهاى سفالين مىريختند . پس از پايان كار ، قالبها را مىشكستند و شمشها را در گنجينهها انباشته نگاه مىداشتند و به اندازهء احتياج ، سكه مىزدند . » واحد پول زمان هخامنشيان كرشه بود كه بعقيدهء پورداود ، بهتر بود آن را بجاى « ريال » كه لغتى اسپانيايى است ، و از دورهء صفويه بر سر زبانها افتاده و قران كه لفظى عربى است ، استعمال مىكردند . در آثار باستانى ، نام وزنهاى معادل 83 گرم نيز به چشم مىخورد . « 1 » فلزات قيمتى در آغاز امر ، در بسيارى از ممالك ، صرف ساختن زينتآلات مىشد . در امپراتوريهاى بزرگ شرق از جمله در حكومت هخامنشى ، چنان كه قبلا ( در جلد اول ) گفتيم ، جانشينان داريوش بجاى آنكه شمشهاى طلايى را كه از ملل تابع بعنوان ماليات مىگرفتند ، در راه فعاليتهاى گوناگون عمرانى صرف كنند در خزاين خود مىانباشتند . اين سياست غلط موجب ركود و شكست اقتصادى حكومت ايران و ملل تابع آن شد . فعاليتهاى اقتصادى متوقف و طلا ناياب گرديد ، و صداى اعتراض ملل تابع هخامنشى بلند گرديد در نتيجهء عدم رضايت عمومى و بيكفايتى آخرين شهرياران اين سلسله ، در نخستين حملات اسكندر ، كاخ حكومت هخامنشى فرو ريخت . امستد محقق آمريكايى ، مىنويسد : معمولا اين زروسيمها را مىگداختند و آنها را به صورت
--> ( 1 ) . ر ك : هرمزدنامه . ص 262 - 249 .